جدیدترین بروزرسانی : بخش گاف آباد

گزیده مطالب وبلاگ

انتخابات سیاه

پاسخهای حکیمانه!

زن، ابزار پرستیژهای تبلیغاتی ؟!

خاطره یک نماز اولی

بعدها تاریخ مشخص خواهد کرد که چه بر این انتخابات گذشت که باعث حیرت ملیونها شهروند آزاده و آزاد اندیش شد / چه بسیار بودند "ندا"هایی که به خاطر سر دادن ندای حق طلبی، صفیر سکوت وجودشان را در بر گرفت. / آنگاه که گلوله پاسخ حق خواهی این خیل عظیم جمعیت شد! سربهای برخاسته از قلب دروغگویان، بر سینه حق طلبان بوسه زد و کشتاری کم نظیر خلق کرد! ...

ذوب شدگان در ولایت به کجا می روند؟!

پیشگفتار!


1- این مقاله جهت درج در نشریه تعطیل شده 88 نگاشته شده بود!
2- این تقریبا آخرین پست این وبلاگ خواهد بود مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد که ارزش اقتادن مدار1 را داشته باشد!


-----------------------------------



علی رغم انتساب لقب "ضد ولایت فقیه" از سوی حامیان دولت به اصلاح طلبان، انتخابات اخیر فرصتی بود تا چهره حقیقی این گروه متظاهر هم فاش شود. ذیلا به بررسی چند مورد از سرپیچی های این جماعت مدعی، همان ذوب شدگان در ولایت! در چند ماه اخیر می پردازیم:


1- 29/3/88
رهبری در خطبه های نماز جمعه موارد بسیاری را مطرح کردند از جمله ادامه مناظره ها به شکل صحیح از صدا و سیما که ظاهرا مسئولین امر خود را ملزم به انجام این مهم ندیدند و بعد از انتخابات چهره های تاثیرگذار و یا حتی کسانی که از خود سیما به آنها تهمتی ناروا زده شده بود، اجازه حضور در تلوزیون و دفاع از خود را پیدا نکردند!
همچنین تاکید شدیدی بر عدم تهمت از سوی رهبر انجام گرفت که متاسفانه شاهد نتیجه آن و چگونگی عمل به آن از سوی حامیان دولت بودیم.
نکته دیگر پایان اردوکشی های خیابانی بود که اگرچه از سوی معترضین به دلیل تضییع حقوقشان رعایت نشد اما انتظار آن میرفت که حامیان دولت که کباده پیروی از ولایت میکشند، این موضوع را محقق میکردند اما مشاهده شد که حتی تا همین چند روز پیش هم توجهی به این قضیه نشد و همچنان در هر مراسمی اتوبوس ها از شهرستان برای حمل سیاهی لشکر راهی پایتخت می شوند.
موضوع دیگر عدم سیاه نمایی دولت های قبلی بود که در شماره بعد مفصلا به آن پرداخته شده:

2- 11/8/82
رهبری طی یک سخنرانی اقدامات انجام شده در دولت اصلاحات را در زمینه فعالیت های هسته ای ستودند و تایید کردند:
"کاري که مسئولان کردند، کار درستي بود. با تدبير و بدون پذيرش تسليم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه اي که از طرف آمريکايي ها و صهيونيست ها عليه جمهوري اسلامي طراحي شده بود، شکسته شود".
حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنانشان تصريح کردند: "آن چه که تاکنون مسئولان محترم، چه آقاي دکتر روحاني و چه آقاي رئيس جمهور و مسئولان ديگر که حقيقتا زحمت کشيدند; اين است که با دقت و ملاحظه جوانب کار کرده اند و حواسشان جمع است که کاري بر خلاف مباني و اصول انجام نگيرد"
"رهبر معظم انقلاب با تشكر از دقت و زحماتي كه آقاي خاتمي رئيس جمهور، آقاي روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي و ديگر دست اندركاران تصميم گيري اخير انجام داده اند، افزودند: تاكنون كاري برخلاف مباني و اصول انجام نشده است ضمن آنكه هر جا احساس كنم برخلاف ضوابط و جهت گيريهاي نظام و اهداف انقلاب قدمي برداشته مي شود جلوي آن را خواهم گرفت.
رهبر معظم انقلاب اسلامي طرز فكري كه اقدام اخير را نوعي تسليم مي داند غير منطبق با واقعيات برشمردند و تأكيد كردند: حركت اخير يك كار سياسي، ديپلماتيك و يك گفت وگو و قرارداد بود و هيچ تسليمي در آن وجود ندارد
." (روزنامه همشهری)

29/7/84
آيت الله خامنه اي در خطبه هاي نماز جمعه تهران تاکيد کردند که مذاکرات هسته اي از آغاز با «حکمت و مشورت» دنبال شده و تصميمات انجام گرفته همگي بر اساس فکر جمعي بوده و هيچ گاه يک تصميم فردي نبوده است. ايشان فرمودند: «کاري که در کشور چه در چالش بين المللي مربوط به کار هسته اي، چه در خود کار هسته اي دارد انجام مي گيرد، کاري است که با حکمت و مشورت دارد انجام مي گيرد; اين را ملت ايران بدانند. گاهي اظهار نگراني مي شود که مبادا کار غيرمدبرانه اي انجام بگيرد; نبادا تصميمات فردي گرفته بشود; نه، قضيه اين جور نيست. کار با مشورت، با تدبير، از اول و در اين دو سال و اندي هم همين جور بوده است و با فکر جمعي انجام گرفته است و پيشرفت کرده ايم».


18/7/85
رهبری در این تاريخ نيز طي سخناني در جمع مسئولان و کارگزاران نظام اسلامي، از روند هسته اي در دو سال نخست دفاع کرده و انجام آن را کاري «لازم» دانستند. ايشان فرمودند: «آنجايي که لازم است با تندي، آنجايي که لازم است با کندي، آنجايي که لازم است يک قدم به عقب، دو قدم به جلو، خداي متعال هم کمک مي کند. در قضيه هسته اي هم همين کار شده و بعد از اين هم خواهد شد». حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از همان سخنراني فرمودند: «آن حرکت (مذاکرات دو سال نخست) حرکت لازمي بود و انجام گرفت. امروز هم اين حرکت، حرکت درستي است».
اما با تمام این تفاسیر شاهد ساخت مستندی در سیاه نمایی فعالیت های هسته ای دولت اصلاحات از سوی حامیان دولت بودیم که در آن برهه حساس ساخت و پخش آن، هم نادیده گرفتن سخنان رهبری در چند وقت اخیر بود و هم به هیچ انگاردن سایر دفاعیات ایشان از برنامه هسته ای دولت اصلاحات!


3- 27/4/88
رهبری طی نامه ای خواستار برکناری مشایی از سمت معاون اولی دولت شدند که اگر چه این یک حکم حکومتی تلقی میشد اما با بی توجهی محمود احمدی نژاد مواجه شد به طوری که بعد از یک هفته و آن هم با افشای نامه توسط برخی نمایندگان محافظه کار مجلس و فشارهای موجود برای عزل مشایی، این اقدام انجام گرفت.

4- 4/6/88
"من پيشقراولان حوادث اخير را به دست نشاندگي بيگانگان از جمله آمريكا و انگليس متهم نمي كنم چرا كه اين موضوع براي من ثابت نشده است "

با وجود تبیین موضع روشن رهبری در دیدار با دانشجویان جای تعجب دارد که عده ای که خود را ذوب در ولایت می دانند همچنان مسرانه تاکید می کنند که سران اصلاحات با بیگانگان در ارتباط بوده اند اما جالب اینجاست که هیچ سندی منتشر نمی کنند!


5- 1/7/88
رهبری در خطبه های نماز عید فطر به شدت از اشاعه فضای تهمت پرهیز می دهند:
"اما اگر عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟"
اما همچنان حامیان دولت در مناظره های خود در دانشگاه ها و غیره از اشخاصی نام میبرند و به آنها تهمت هایی می زنند که نه تنها جرمشان اثبات نشده بلکه حتی برای رسیدگی جرم احتمالی به دادگاه هم احضار نشده اند و کیفر خواستی علیه ایشان صادر نشده!

6- 6/8/88
رهبری در دیدار نخبگان در پاسخ به جوانی که بحث نقد رهبری را مطرح کرد اعلام کردند:
" بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه این‌جا هستند، گاهى كه ببینم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرف‌ها را كه خیال می‌كنند من خوشم نمى‌آید، نمی‌زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‌شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‌شوم."
اما متاسفانه شاهد آن هستیم که عده ای به ظاهر خود را دلسوزتر از رهبری نسبت به شخص ایشان می دانند! و علی رغم تاکید ایشان بر نقد، گویا این امر را گناه کبیره می دانند و تعدادی از نشریات دانشگاهی را به خاطر فقط درج این خبر با تیتر بزرگ توقیف میکنند!

البته موارد بسیار است و حافظه حقیر، ضعیف! سعی شد تا آنجا که حضور ذهن هست چالشهایی ایجاد شود تا حق جویان حداقل این سوال را از خود بپرسند که "آیا این راه اطاعت از رهبر است که عده ای شعار آن را سر میدهند؟!" و آیا ذوب شدن در ولایت یعنی این؟! قضاوت با خود شما
یا حق

امام(س) چه کسانی را برمی گزید؟

.
به مناسبت سالروز انتصاب تاریخی سید محمد خاتمی توسط امام خمینی (س) به سرپرستی روزنامه کیهان. روزنامه ای که امروزه به دست نا اهلان افتاده و به یکی از فاسدترین ارگانها بدل شده و پا بودجه بیت المال به تهمت پراکنی و ایجا فضای اتهام در جامعه می پردازد.

---------------------------
مكان: تهران، جماران.
موضوع: انتصاب سرپرست روزنامه كيهان.
مخاطب: خاتمى، سيد محمد.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
جناب حجت الاسلام آقاى سيد محمد خاتمى- دامت افاضاته.
از آنجا كه مطبوعات كشور در ساختن جامعه نقش مؤثرى را ايفا مى‏نمايند، جنابعالى را به خاطر شايستگى و لياقتى كه در اداره اينگونه امور داريد، به سرپرستى روزنامه كيهان، كه مربوط به مستضعفين است، منصوب مى‏نمايم. و البته متوجه هستيد كه مطبوعات بايد هميشه در خدمت اسلام عزيز و مردم و كشور باشند؛ و آزاديها در حدود قوانين مقدس اسلام و قانون اساسى به بهترين وجه تأمين شود و بيطرفى حفظ گردد. اميد است به يارى خدا و با همكارى كارمندان متعهدتان روزنامه را در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاى انقلاب اسلامى اداره نماييد. از خداى تعالى توفيق همكاران را در اين راه مسئلت دارم ..
- به تاريخ 25 آبانماه 59.
- روح اللَّه الموسوى الخمينى.
---------------------------
صحیفه امام (س) جلد 13 صفحه 356
.

حجاریان، سیبل انتقام گیری از ملت

.
مدتی است که تاخت و تازهای شدیدی را علیه مغز متفکر اصلاحات، سعید حجاریان شاهد هستیم، که نمونه آخر آن نیز بی احترامی وقیحانه جناب قره باغی ( یکی از پایه گذاران تئوری مضحک کودتای مخملی سبز) و جناب صفارهرندی در دانشگاه تهران بود؛ سوال اینجاست که چرا سعید؟! چرا برنامه ریزی های راست افراطی طوری تنظیم شده که به خیال خودشان بیشترین آسیب ها متوجه عده ای خاص که حجاریان هم شامل این عده می شود، باشد؟
داستان برمی گردد به چندین سال قبل، همان سالها که بخشی از افراد جناح چپ به یاری و مدد ملت شریف ایران منجر به شکست راست ها و خلق حماسه دوم خرداد شدند، بعد از حدود یک سال نیز همین افراد (از جمله سعید حجاریان، آیت الله خوینی ها ، خاتمی ، مجید انصاری و...) و البته به کمک اعضای حزب مشارکت ، جبهه بزرگ و مردمی اصلاحات را تشکیل دادند و جناح راست را منزوی و از صحنه اجرایی سیاست خارج کردند. حجاریان به چندین دلیل نقش کلیدی برای اصلاحات داشت از جمله اینکه یک تئورسین و استاد کم نظیر بود و جناح راست که بعدها عده ای تازه وارد آن را تبدیل به جبهه اصول گرایی کردند، دل پری از سعید داشت، چرا که قلب تپنده ی جریان اصلاح طلبی را نه در بدنه ملت که در سعید حجاریان می دیدند. سعید یک مشکل دیگر هم برای اصول گرایان داشت و آن هم فعالیت اطلاعاتی و سابقه اش در وزرارت خانه اطلاعات بود و کاملا در جریان جنایات عده ای از جناح راست بود و همواره زنگ خطری برای آنها و رو شدن دست پلیدشان به حساب می آمد.
حجاریان البته در دوران ریاست جمهوری خاتمی در وزارت اطلاعات سمتی نداشت و در شورای شهر مشغول به خدمت بود اما یکی از مهره های اصلی در افشای جنایات جناح مقابل بود، از جمله اقداماتی که برای مخالفان همچون شوک ناگهانی بود، مصاحبه ای بود که حجاریان – مدیر مسئول وقت روزنامه صبح امروز- با "کیانوش مظفری" یکی از اعضای انصار حزب الله، به طور مخفیانه انجام داد که باعث روشن شدن بسیاری از مسائل شد که ذیلا به گوشه هایی از این مصاحبه اشاره شده:
" ...
- مطلب‌ اين‌ است‌ كه‌ سه‌ نفر الله‌كرم‌، حجازي‌ و احمد جنتي‌ اين‌ سه‌ نفر تشكيل‌دهندة‌ انصار حزب‌ الله‌ در ايران‌ هستند. نظرتان‌ چيست‌؟آيا اسم‌ اينها را شنيده‌ايد؟
اسم‌ الله‌كرم‌ و جنتي‌ را بله‌، ولي‌ اسم‌ حجازي‌ را نشنيدم‌.
- راجع‌ به‌ آقاي‌ احمد جنتي‌ چي‌ شنيده‌ايد؟
يك‌ چيزي‌ حالت‌ اينكه‌ خط ‌مشي ‌دهنده‌ اين‌ جريان‌ و تشكيلات‌ هستند. خودش‌ دقيق‌ پاي‌ كار نيست‌، خط‌ مي‌دهد به‌ اين‌ قضيه‌ چه‌ مالي‌ وچه‌ فكري‌.
- شما در واقع‌ شنيده‌هاي‌ خود را مي‌گوييد؟ آقاي‌ جنتي‌ هيچوقت‌ در جلسات‌ شركت‌ مي‌كرد؟ يكبار يادم‌ مي‌آيد بودند. حضور داشتند يا سخنراني‌ كردند؟
یکبار منزل‌ خود حسين‌ الله‌كرم‌ در شهرك‌ كلاهدوز سپاه‌ بود. شب‌ انتخابات‌.و یکبار هم آمده بودند جلسه جبهه فرهنگی موعود منزل فرشاد ابراهيمي (1) .
- انتخابات‌ که گفتید کدام انتخابات بود؟
انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ دوم‌ خرداد.
- سخنراني‌ مي‌كردند؟ چي‌ مي‌گفتند؟
چون‌ برای بچه‌هاي‌ حزب‌ الله‌ برنامه‌اي‌‌ جور كردند، كه‌ بازرس‌ انتخابات‌ باشند، از طرف‌ شوراي‌ نگهبان‌، و اينها. بيشتر قرار بودطوري‌ برخورد شود در انتخابات‌ با مردم‌ طوري‌ عمل‌ شود كه‌ از اينكه‌ آرا به‌ نفع‌ آقاي‌ خاتمي‌ ريخته‌ شود جلوگيري‌ شود.
- راهكارهايشان‌ براي‌ اين‌ جلوگيري‌ چه‌ بود؟
توي‌ اين‌ جلسات‌ مي‌گفتند، بچه‌ها چه‌ كارهايي‌ بايد انجام‌ دهند، مثلاً رأي‌ها را نخوانند يا اشتباه‌ بخوانند.
- چه‌ كارهايي‌ بايد انجام‌ مي‌داديد؟
والله‌ توي‌ اين‌ مسائل‌، حكم‌هايي‌ كه‌ به‌ بچه‌هاي‌ حزب‌ الله‌ داده‌ بودندکه بیشتر براي‌ محله‌هاي‌ بالاي‌ شهر بود. خود ما هم‌ آن‌ روز كه‌ بازرس‌بوديم‌، صحبت‌ شده‌ بود كه‌ مثلاً به‌ حجاب‌ خانمها گير داده‌ شود. براي‌ مثال‌ لااباليگري‌ در حوزه‌هاي‌ انتخاباتي‌. از كوچكترين‌ مسأله‌ استفاده‌كنيم‌. براي‌ اينكه‌ آراي‌ صندوق‌ را باطل‌ كنيم‌. يعني‌ في‌الواقع‌ ... اين‌ را بهتان‌ بگويم‌ بچه‌هايي‌ كه‌ بوديم‌ بازرسان‌ ويژه‌ بوديم‌ و هر كدام‌ حق‌ داشتيم‌ دو صندوق‌ را باطل‌ كنيم‌.
- شما را چه‌ كسي‌ به‌ عنوان‌ بازرس‌ ويژه‌ انتخابات‌ معرفي‌ كرد؟
خود حسين‌ الله‌كرم‌.
- آقاي‌ جنتي‌ سخنراني‌ كرد؟ چه‌ مسائلي‌ را مطرح‌ كرد؟
همين‌ صحبت‌هايي‌ كه‌ كردم‌. دقيقاً سر و ته‌اش‌ همين‌ حرف‌ها بود.
..."
(2)

البته بعدها کیانوش مظفری توسط عده ای خاص دستگیر شد و در بایکوت اطلاعاتی قرار گرفت و خبرهای تایید نشده ای حاکی از قتل وی در حادثه 18 تیر 78 است (3)
جناح راست افراطی که اوضاع را بر وفق مراد خود نمی دید تصمیم به انتقام گیری از سعید گرفت که البته این کار با ناتمام ماندن ترور سعید و جان بدر بردن از ماجرای ترور ، ناکام ماند ولی سعید تا آخر عمر یادگاری از آن حادثه شوم با خود به همراه دارد و بقیه عمرش را روی صندلی چرخ دار سپری می کند. "سعید عسگر" همان جوان نادان مسخ شده ، هم بعد از ترور سعید آزاد شد! البته این ماجرا باعث محبوبیت بیش از پیش حجاریان شد و سعید همچنان مانند استخوانی لای زخم افراطی ها باقی ماند.
حجاریان در زمینه قتلهای زنجیره ای نیز اهرم فشاری بود بر اقتدارگرایان ؛ سعید در این باره می گوید : " ما تلاش کردیم تا هیچ شماره‌ای از روزنامه صبح امروز بدون مطلبی پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای منتشر نشود." او که در روزنامه خود مقالات "عمادالدین باقی" را منتشر می کرد کاسه صبر جناح مقابل را لبریز کرده بود طوری که با بستن روزنامه وی، عمادالدین باقی نیز بازداشت و محاکمه شد.
حال بعد از مدتها این جناح مجال آن یافته که با تخریب حجاریان مرهمی بر زخم دیرینه خود گمارد اما اشتباه این عده این است که گمان می کنند اصلاحات مانند اصول گرایی به افراد وابسته است حال آنکه جریان اصلاح طلبی ریشه در بدنه ملت دارد و نمی توان با ترور اشخاص با آن مقابله کرد. اینان می انگارند همان گونه که چند صباحی قبل از روی کار آمدن دولت خاتمی، تئورسین نخبه! جناحشان – محمد جواد لاریجانی- با عملکرد خود زمینه را برای منزوی شدن آن جریان فراهم کرد و آن گفتگوهای پنهانی را با مقامات انگلیسی ترتیب داد و لکه ننگی شد برای تمام ایرانیان، می توانند با ضربه زدن به حجاریان هم آن فضاحت های پیشین را سرپوش گذارند و هم اصلاح طلبان را منزوی کنند اما به زودی شکستشان در این پروژه هم آشکارتر خواهد شد هچنان که حجاریان به محض آزادی مشروطش، در دیدار با نزدیکان ابراز داشته که با فریب وی درباره اوضاع جامعه ، آن حرفهای کذایی را زده و این بار هم تیر مخالفین به خطا رفته.
یا حق
--------------
پی نوشت:
1- از اعضای سابق انصار حزب الله
2- روزنامه "صبح امروز" 15 دیماه 1377
3- اعترافات امیر فرشاد ابراهیمی
.

یک نخبه بین المللی مردود شده!

.

"برخی از نخبگان در این آزمون مردود شدند!" آری حقیقتا که این جمله درست است، اما باید موشکافانه تر در آن تعمق کرد. اگر از نخبگان داخلی که باعث پیش کشیدن بحث حزب و جناح می شود عبور کنیم و جنایات بسیج و نیروی انتظامی (که اصولا باید عضو هیچ جناحی نباشند!) را نادیدیه بگیریم و بخوایهم "نخبگان" را در سطح بالاتری بررسی کنیم به نخبگان بین المللی میرسیم؛ در این مقال سعی شده نقدی بر عملکرد یک نخبه بین المللی! انجام گیرد ، نخبه ای که امروزه نام او را به کرات میشنویم و تصویرش زینت بخش بسیاری از محافل از جمله مقرهای برادران! بسیجی شده. سید حسن نصرا... دبیر کل حزب ا... که عده ای در داخل کشور گویا برای ایشان ارزشی به مراتب والا تر از هم میهنان مسلمان خودمان قائل هستند!
هیچ گاه فراموش نمی کنم که در بحبوحه اعتراضات مدنی نسبت به انتخابات ریاست جمهوریف پیام تبریکی از سوی نصرا.. در تاریخ 25/3/88 چگونه آتشی بود در خرمن باورهای من و عده ی زیادی از ایرانیان نسبت به ایشان! ایشان به عنوان یکی از اولین کسانی بودند که نتیجه انتخابات را به احمدی نژاد تبریک گفتند حال آنکه هنوز روند رسیدگی به اعتراضات و تخلفات به پایان نرسیده بود و چه بسا انتخابات ایران هم همانند افغانستان به دور دوم کشیده میشد! حداقل انتظاری که از ایشان می رفت این بود که اعتراصات انبوه ملت مسلمان ایران را به هیچ نپندارد و طبق روال دیپلماتیک، تا مشخص شدن نتیجه رسیدگی به تخلفات از ارسال پیام خودداری کند. آیا ایشان 1 درصد هم احتمال نمی دادند که ممکن است نتایج تغییر کند؟! آیا اختلاف زیاد آرای اعلام شده می تواند دلیل خوبی برای توجیه این امر باشد؟ مگر اختلاف حامد کرزای با عبدا.. عبدا.. فاحش نبود؟!
بعد از نادیده گرفتن اعتراضات مردمی در ایران – همان ملتی که بارها در حمایت از لبنان و فلسطین به خیابانها آمده بودند و تظاهرات کرده بودند – و به خاک و خون کشیدن عده ای از همان ملت مسلمان ایران؛ این بار نوبت دولت لبنان بود! تا بار دیگر ثابت شود که هیچ ارزشی برای ایران قائل نیستند! اگر تحمل ترک جلسه سخنرانی نماینده ایران در سازمان ملل از سوی نمایندگان کشورهای غربی سهل باشد اما ترک جلسه توسط نماینده لبنان را چطور می توان توجیه کرد؟ شاید در پاسخ گفته شود که دولت حاکم بر لبنان هم یک دولت غربیست! پس چرا نصرا... این حرکت را محکوم نکرد؟! نصرا.. که دیگر جزء به اصطلاح خودی هاست! البته این سخن از ریشه بی اساس است چون در جنگ 33 روزه لبنان دولت این کشور هم تحت فشار بود و کمک های بلا عوض ایران نصیب دولت این کشور هم می شد (اشاره به ستاد بازسازی پس از جنگ که دولت این وظیفه را بر عهده گرفت نه حزب ا...) پس این ناسپاسی ناشی از چیست؟!
اما اصل مطلب اینجاست! حتی اگر بتوان با بهانه تراشی عملکرد دولت لبنان را توجیه کرد، اما چگونه می توان بر این حرکت اخیر نصرا.. سرپوش گذاشت؟! آیا می توان گفت خبر فاجعه ی نه تنها ضد شیعی و غیر اسلامی بلکه غیر انسانی سیستان و بلوچستان به گوشش نرسیده؟! آیا خبر شهادت حدود 40 بی گناه مسلمان را نشنیده؟! آیا ایشان آنقدر سرشان شلوغ شده که از ارسال یک پیام تسلیت هم خود را معذور می دارند؟! آیا ایشان از رئیس جمهور روسیه که بلافاصله پیامی در محکومیت این فاجعه ارسال کرد هم کمترند ؟! پس ما باید فکری به حال شعار "مرگ بر روسیه" کنیم و آن را به چیز دیگری تغییر دهیم!!
اگر ایشان و کشورشان فراموش کرده اند که چقدر به ما ایرانیان مدیونند ما فراموش نکرده ایم! ما از یاد نبرده ایم که ایشان بخش زیادی از زندگی خود را در ایران و در قم گذرانده اند و نسبت به ایران دین بر گردن دارند! آیا امر به ایشان مشتبه شده و می پندارند که یک تنه در جنگ 33 روزه به پیروزی رسیدند؟! آیا کمک های مالی و تجهیزاتی ایران را فراموش کرده اند؟ آیا فراموش کرده اند که بعد از پایان جنگ، ایران به خاطر کمکهای نظامی تا چه حد در فشار و تنگنا قرار گرفت؟ آیا حمایتهای همه جانبه ملت ایران را فراموش کرده اند؟! آن همه تظاهرات، آن همه کمک مالی ... من وظیفه خود می دانم تا بار دیگر طبق آمار موجود هزینه های صرف شده در لبنان را یادآوری کنم:
· کمک 100 ملیون دلاری برای ساخت جاده ای در جنوب لبنان
· کمک 25 ملیون دلاری برای بازسازی جاده ای در لبنان
· تشکیل ستاد کمک به بازسازی پس از جنگ
البته اینها تنها بخشی از کمکهای دولت نهم بود و آماری از کمکهای دولتهای قبل در دست من نیست؛ حال با این همه کمک و صد البته کمک مردمی و حمایت ها و راهپیمایی ها و محکوم کردن صهیونیستها از سوی همین ملت که امروز به خاک و خون کشیده شده اند ، آیا ایشان وظیفه خود نمی دانستند این جنایت را محکوم کنند؟ حال آنکه در زمان امام (س) بارها از جمله در بمب گذاری و شهادت شهید باهنر و رجایی ، شخصیتهای رسمی لبنان ، پیام تسلیت فرستاده اند (ر.ک. 1و2) و کلا این قضیه سوای جنیه دیپلماتیکی، جنبه اخلاقی دارد.
با این وصف ، الحق که در این چند ماه ثابت شد که یکی از مردودین بین المللی شخص شخیص نصرا... است که عده ای تندرو در کشور برای ایشان سر و دست می شکنند! البته حساب ایشان از ملت لبنان سواست و ما همواره بر پایه ارزشهای امام(س) به دفاع از مستضعفین جهان همت می گماریم اما فراموش نشود که باید اصل " الاهم فالاهم " همواره رعایت شود.
یا حق


--------------------------------
1- صحیفه امام (س) جلد 15 صفحه 142
2- صحیفه امام (س) جلد 15 صفحه 144
.